امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 17 روز سن داره

امیر علی هستی مامان و بابا

تعطیلات پایان هفته و شرکت در مراسم عزاداری حضرت زهرا(س)

1391/2/9 13:20
نویسنده : مامان الی
65 بازدید
اشتراک گذاری

سه روز تعطیلی مثل برق و باد گذشت و دوباره یه روز  پر کار اداری شروع شد. سه شنبه و چهارشنبه  به اتفاق عمه ها رفتیم مراسم عزاداری .هنوز هم از صدای بلند گو میترسی و گریه میکنیني ني شكلك

منم مجبور بودم تو رو ببرم بیرون تا گریه نکنی .چهارشنبه ظهر با مامان جون رفتیم امام زاده حمیده خاتون .تو با دایی عرفان حسابی اب بازیکردین و دلی از عزا دراوردین .منم مراقب شما دوتا وروجک بودم که مبادا بیفتین تو آب.حیاط امام زاده خیلی با صفا و سرسبز بود و به جز بارندگی آخر برنامهشکلکهای جالب اروین ،همه چیز خیلی مرتب و برنامه ریزی شده بود. عصری میخواستیم بریم مراسم عزاداری میدان صادقیه که به دلیل بارندگی موندیم خونه و حسابی لالا کردیم

شکلکهای جالب اروین

پنجشنبه سه تایی رفتیم پارک نهج البلاغه وسرسره بازی و بعد پارک پردیسان .از دیدن جوجو  و هاپو و....ذوق زده شده بودیشکلکهای جالب و متنوع آروین  شکلکهای جالب و متنوع آروین

  از اونجا هم به اصرار مامان جونو خاله و دایی رفتیم خونه مامان جون و تا آخر شب باهم خوش گذروندیم

 

جمعه صبح رفتیم سر ساختمان و بعد  به عمه طیبه زنگ زدیم تا بریم خونشون اونا مارو به باغ نزدیک خونشون دعوت کردن که حسابی با طاها و محمد حسین شیطونی کردین166.gif  

تو فقط خاک بازی نکرده بودی که اونم یاد گرفتی 30.gif.دوتایی چرخ سواری کردین و تا نزدیکیای غروب با هم بازی کردینشکلکهای جالب آروین   شکلکهای جالب آروین .به ماهم خیلی خوش گذشت چون هم هوا عالی بود ویه ناهار خوشمزه تو طبیعت زیبای بهاری و هم شماها تو فضای باز با هم کاری نداشتین و بازی میکردینشکلکهای جالب آروین.شب هم به ادامه عیددیدنی پرداختیم  و به خونه خاله زهرا و دایی رضا رفتیم.خاله جونی هم با اصرار مارو برای شام نگه داشت و حسابی شرمندمون کرد.موقع برگشت به علت سه روز تعطیلی اتوبان خیلی شلوغ بود و حسابی دیر رسیدیم خونه.اونجا خیلی یاد فاطمه جون (دختر خاله) کردیم چون اونم داره مامان میشه و منو خاله مریم حسابی جاشو خالی کردیم . قلب

ني ني شكلك

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان احسان
9 اردیبهشت 91 13:26
عزاداریهاتون قبول..


متشکرم از شما هم قبول باشه
خاله مریم
9 اردیبهشت 91 16:50
وای!دیروز که دلی از عزا درآورد این امیر علی ما...... عاشق ماهی گفتنشم...
مامان جون
11 اردیبهشت 91 10:18
ان شاله همیشه به گردش
مامان تنها
11 اردیبهشت 91 10:19
امیدوارم شاهد موفقیتهای روز افزون پسرت باشی